مورخان مینویسند: اسکندر روزی به یکی از شهرهای ایران (احتمالا در حوالی خراسان) حمله میکند، با کمال تعجب مشاهده میکند که دروازه آن شهر باز میباشد و با این که خبر آمدن او به شهر پیچیده بود مردم زندگی عادی خود را ادامه میدادند. باعث حیرت اسکندر بود زیرا در هر شهری که سم اسبان لشگر او به گوش میرسید عدهای از مردم آن شهر از وحشت بیهوش میشدند و بقیه به خانهها و دکانها پناه میبردند، ولی اینجا زندگی عادی جریان داشت. اسکندر از فرط عصبانیت شمشیر خود را کشیده و زیر گردن یکی از مردان شهر میگذارد و می گوید: من اسکندر هستم.
مرد با خونسردی جواب میدهد: من هم ابن عباس هستم.
اسکندر با خشم فریاد میزند: من اسکندر مقدونی هستم، کسی که شهرها را به آتش کشیده، چرا از من نمیترسی؟
مرد جواب میدهد: من فقط از یکی میترسم و او هم خداوند است.
اسکندر به ناچار از مرد میپرسد: پادشاه شما کیست؟
مرد میگوید: ما پادشاه نداریم.
اسکندر با خشم میپرسد: رهبرتان، بزرگتان!؟
مرد میگوید: ما فقط یک ریش سفید داریم و او در آن طرف شهر زندگی میکند.
اسکندر با گروهی از سران لشکر خود به طرف جایی که مرد نشانی داده بود، حرکت میکنند در میانه راه با حیرت به چالههایی مینگرد که مانند یک قبر در جلوی هر خانه کنده شده بود.
لحظاتی بعد به قبرستان میرسند، اسکندر با تعجب نگاه میکند و میبیند روی هر سنگ قبر نوشته شده: ابن عباس یک ساعت زندگی کرد و مرد. ابن علی یک روز زندگی کرد و مرد ابن یوسف ده دقیقه زندگی کرد و مرد!
اسکندر برای اولین بار عرق ترس بر بدنش مینشیند، با خود فکر میکند این مردم حقیقیاند یا اشباح هستند؟ سپس به جایگاه ریش سفیده ده میرسد و میبیند پیر مردی موی سفید و لاغر در چادری نشسته و عدهای به دور او جمع هستند.
اسکندر جلو میرود و میگوید: تو بزرگ و ریش سفید این مردمی؟
پیر مرد میگوید: آری، من خدمتگزار این مردم هستم!
اسکندر میگوید: اگر بخواهم تو را بکشم، چه میکنی؟
پیرمرد آرام و خونسرد به او نگاه کرده میگوید: خب بکش! خواست خداوند بر این است که به دست تو کشته شوم!
اسکندر میگوید: و اگر نکشم؟
پیرمرد میگوید: باز هم خواست خداست که بمانم و بار گناهم در این دنیا افزون گردد.
اسکندر سر در گم و متحیّر میگوید: ای پیرمرد من تو را نمیکشم، ولی شرط دارم.
پیرمرد میگوید: اگر میخواهی مرا بکش، ولی شرط تو را نمیپذیرم.
اسکندر ناچار و کلافه میگوید: خیلی خوب، دو سوال دارم، جواب مرا بده و من از اینجا میروم.
پیرمرد می گوید: بپرس!
اسکندر میپرسد: چرا جلوی هر خانه یک چاله شبیه قبر است؟ علت آن چیست؟
پیرمرد میگوید: علتش آن است که هر صبح وقتی هر یک از ما که از خانه بیرون میآییم، به خود میگوییم: فلانی! عاقبت جای تو در زیر خاک خواهد بود، مراقب باش! مال مردم را نخوری و به ناموس مردم تعدی نکنی و این درس بزرگی برای هر روز ما میباشد!
اسکندر میپرسد: چرا روی هر سنگ قبر نوشته ده دقیقه، فلانی یک ساعت، یک ماه، زندگی کرد و مرد؟!
پیرمرد جواب میدهد: وقتی زمان مرگ هر یک از اهالی فرا میرسد، به کنار بستر او میرویم و خوب میدانیم که در واپسین دم حیات، پردههایی از جلوی چشم انسان برداشته میشود و او دیگر در شرایط دروغ گفتن و امثال آن نیست!
از او چند سوال میکنیم:
چه علمی آموختی؟ و چه قدر آموختن آن به طول انجامید؟
چه هنری آموختی؟ و چه قدر برای آن عمر صرف کردی؟
برای بهبود معاش و زندگی مردم چه قدر تلاش کردی؟ و چقدر وقت برای آن گذاشتی؟
او که در حال احتضار قرار گرفته است، مثلا" میگوید: در تمام عمرم به مدت یک ماه هر روز یک ساعت علم آموختم، یا برای یادگیری هنر یک هفته هر روز یک ساعت تلاش کردم. یا اگر خیر و خوبی کردم، همه در جمع مردم بود و از سر ریا و خودنمایی! ولی یک شبی مقداری نان خریدم و برای همسایهام که میدانستم گرسنه است، پنهانی به در خانهاش رفتم و خورجین نان را پشت در نهادم و برگشتم!
بعد از آن که آن شخص میمیرد، مدت زمانی را که به آموختن علم پرداخته، محاسبه کرده، و روی سنگ قبرش حک میکنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد!
یا مدت زمانی را که برای آموختن هنر صرف کرده محاسبه، و روی سنگ قبرش حک میکنیم: ابن علی هفت ساعت زندگی کرد و مرد و یا برای بهبود زندگی مردم تلاشی را که به انجام رسانده، زمان آن را حساب کرده و حک میکنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد. یعنی، عمر مفید ابن یوسف یک ساعت بود!
بدینسان، زندگی ما زمانی نام حقیقی بر خود میگیرد که بر سه بستر، علم، هنر، مردم، مصرف شده باشد که باقی همه خسران و ضرر است و نام زندگی آن بر نتوان نهاد!
اسکندر با حیرت و شگفتی شمشیر در نیام میکند و به لشکر خود دستور میدهد: هیچگونه تعدی به مردم نکند. و به پیرمرد احترام میگذارد و شرمناک و متحیر از آن شهر بیرون میرود!
خب حالا فکر میکنید: اگر چنین قانونی رعایت شود، روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت؟
لحظاتی فکر کنیم... بعد عمر مفید خود را محاسبه کنیم!
|
پدربزرگ ، درباره چه می نویسید؟ |
اگر از مردم عادی بپرسید آب در دمای صفر درجه سانتی گراد چه حالتی دارد،اکثر آنها خواهند گفت حالت جامد،یعنی بصورت یخ است.این باور کاملاً اشتباه است.زیرا آب در دمای صفر درجه سانتی گراد هم می تواند به صورت جامد (یخ) باشد و هم به صورت مایع.
اگر ظرف آبی را سرد کنیم،مرتباً دمای آن کاهش می یابد تا به صفر درجه سانتی گراد برسد.در این حالت آب صفر درجه حواهیم داشت.حال اگر آن را به قدر کافی سرد کنیم،آب شروع به انجماد کرده تبدیل به یخ صفر درجه خواهد شد که اگر باز هم آن را سردتر کنیم،دمای یخ به زیر صفر خواهد رسید.پس آب در دمای صفر درجه سانتی گراد،هم می تواند جامد باشد و هم مایع!
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.
در نزديكي فوليكولهاي مو غده هاي ترشح كننده چربي پوست يافت مي شوند كه از خود چربي و روغن وبا قيمانده هاي سلولي و كراتين ترشح مي كنند. اين چربيها و روغنها به لباس ماليده شده و باعث ميشود كه كثيفي آسانتر به لباس بچسبد. پژوهشگران ابزاري با تكنولوژي بالا نظير بمباران نوتروني و آناليز رديابي پرتوزايي و كروماتو گرافي لايه نازك در اختيار دارند و به كمك آنها ميتوانند پي ببرند كه بعد از قرار گرفتن البسه كثيف در زنبيل چه اتفاقاتي رخ مي دهد. ظاهرا" چندين واكنش صورت مي گيرد.نخست واكنشهاي اكسيژن روغنها را قطبي تر مي كند و از اين رو به وسيله صابونها و شوينده ها آسانتر حل مي شوند. اما با ماندن روغنها در لباس واكنشهاي بيشتري صورت مي گيرند كه اتصال آنها را به لباس محكمتر مي كند.يكي از روغنها ( اسكوالن) به تدريج زنجيرهاي بلند تشكيل مي دهد كه به الياف متصل شده و آنها را زرد رنگ مي كند.پلي استرها گاهي در برابر اثرهاي زرد رنگ شدن روغن مقاومت مي كنند اما سفيد كردن پارچه هاي كتاني بسيار مشكل است.چنانچه لباسهاي خود را مكرر بشوييد و نگذاريد روغنها به مرحله دوم واكنشهاي خود برسند به احتمال زياد از نتيجه لباسشويي رضايت خواهيد داشت.
منبع: هرآنچه که شما بخواهید
اين چند فرضيه توسط چند تن از دانشمندان قديمي مطرح گرديده
فرضيه تامل:
شايد پيشرفته ترين تمدن ها بيش از هر چيز سر گرم تامل معنوي باشند و كوچكترين علاقه اي به كشف و جست و جوي ماها نداشته باشند .
فرضيه خودويرانگري :
شايد اغلب نژادهاي با فناوري پيشرفته اندكي پس از كشف انرژي هسته اي با جنگ
هسته اي خود را نابود كرده اند .
فرضيه باغ وحش :
شايد تمدني پيشرفته زمين را به نوغي پارك ملي يا منطقه ي حفاظت شده ي
حيات وحش كنار گذاشته است .
فرضيه يوفوها : UFO (unidentified flying objects)
موجودات فضائي نه تنها به زمين آمده اندبلكه هنوز هم روي زمين اند .
بقیه در ادامه مطلب:::
ادامه مطلب
محققان در نشريه ساينس اعلام كردند، موجودات زنده نقش مهمي در شكلگيري برف و باران دارند.
به گزارش اسپيس ديلي، كشف اين موجودات و اهميت آنها در چرخه آب ميتواند به محققان كمك كند تا پيشبينيهاي جوي را بهبود بخشند و شناخت بهتري در مورد ارتباط بين بيوسفر و آب و هوا پيدا كنند.
"برنت كريستنر" از دانشگاه دولتي لوييزيانا و مجري اين طرح گفت ميتوان روزي براي باراندن باران در مناطق خشك، از اين ارگانيسمها استفاده كرد.
دانشمندان مدتها ميدانستند كه بلورهاي يخ در ابرهايي كه به باران و يا برف تبديل ميشوند بايد براي شكلگيري در دماي بالاي ۴۰درجه سانتيگراد به نوعي ذره موسوم به ذره كانوني متصل شوند اما پژوهشگران تاكنون نميدانستند كه فعالترين ذراتي كه در اين فرايند دخيل هستند ذرات زندهاي هستند.
وي گفت در بررسي هر نمونه از برف يا يخ، اين نمونهها داراي يك ذره كانوني يخي زيستي بودند.
به گفته وي در اينجا مولفهاي وجود دارد كه كاملا تا امروز ناديده گرفته شده بود.
ذره كانوني يخي زيستي حدود ۴۰سال پيش كشف شد. اين ذره كانوني توسط محققاني كشف شد كه سعي ميكردند دريابند چرا برخي گياهان توسط شبنم آسيب ميبيند و برخي ديگر نه.
دانشمندان كشف كردند گياهاني كه يخ ميزنند با پاتوژنهاي باكتريايي گياهي پوشيده شدهاند كه ميتوانند رطوبت موجود در هوا را جذب كنند و در دمايي حتي فقط دو درجه سانتي گراد زير صفر، به يخ تبديل كنند.
ذره كانوني يخي معدني مانند غبار و دوده ميتوانند تنها رطوبت را در دماهايي سردتر از ۱۰درجه سانتي گراد زير صفر جذب و منجمد كند.
اين به آن معناست، زماني كه دماهاي ابر در حدودي است كه مواد غيرآلي در آن فعال نيستند، اين ذرههاي كانوني يخي زيستي فعال هستند.
كريستنر و همكارانش هنوز مشخص نكردهاند كه اين موجودات چه ميزان بارش را شكل ميدهند.
اين ذرات توسط پرتوهاي خورشيدي و يا از غباري ناشي از زراعت كشاورزان و يا حتي پا گذاشتن آنان بر روي گياهان آزاد ميشوند و سپس توسط باد به اتمسفر برده ميشوند.
يك محقق دانشگاه روچستر با استفاده از ليزر، آلومينيوم طلايي، پلاتين سياه و نقره آبي رنگ توليد كرده است.
به گزارش سايت فيزورگ، اين فناوري در مورد هر فلز ديگري از جمله، تيتانيوم، تنگستن، نقره و طلا كه اين محقق مورد آزمايش قرار داد، پاسخ داده است.
"چونلي گو" سال گذشته از نور شديد ليزر براي تغيير ويژگيهاي چندين نوع فلز استفاده كرد تا آنها را كاملا سياه كند. وي شكل كاملتري از همين فرايند را در نشريه "مقالات فيزيك كاربردي" منتشر كرده است.
وي اكنون معتقد است كه تغيير ويژگيهاي هر فلز براي تبديل به رنگ ديگر و حتي رنگين كماني از رنگها مانند بالهاي پروانه، امكان پذير است.
گو كه دانشيار اپتيك در موسسه اپتيك دانشگاه روچستر است افزود از آنجا كه اين فرايند ويژگيهاي ذاتي سطح خود فلز را تغيير ميدهد و فقط يك پوشش بشمار نميآيد، رنگ آن كمرنگ و يا پاك نميشود.
وي گفت احتمالات بيانتها هستند: استفاده يك كارخانه دوچرخهسازي از يك دستگاه ليزر براي توليد دوچرخههايي با رنگهاي مختلف ، قلمزني تصوير تمام رنگي اعضاي يك خانواده روي در يخچال و حلقه ازدواج طلا كه رنگ آن با رنگ چشمان آبي فرد هماهنگ است.
به گفته گو، از زمان كشف فلز سياه، تصميم گرفتيم، فلزات را بگونهاي كنترل كنيم كه تنها رنگ خاصي را منعكس و بقيه را جذب كنند و اكنون سرانجام ميتوانيم فلزي را بسازيم كه تقريبا هر رنگي را ميخواهيم بازتاب دهد.
گو و همكارش با استفاده از شليك ليزري كوتاه اما شديد كه سطح فلز را تغيير ميدهد، ساختارهايي با مقياس نانو و ميكرو ساختند كه رنگ خاصي را منعكس ميكند و به آن ظاهري از يك رنگ خاص و يا تركيبي از رنگها ميدهد.
تحقيق در مورد فلز رنگي در پي كشف فلز سياه توسط گو در سال ۲۰۰۶ انجام شد.
وي توانست نانوساختارهايي را بر روي سطوح فلزي بسازد كه تقريبا تمامي نورها را جذب ميكرد و مادهاي به سادگي آلومينيوم معمولي را به يكي از تيرهترين موادي كه تاكنون ساخته شده است تبديل كرد.
اين فلز سياه كه خاصيت جذب زياد نور را دارد ماده ايدهآلي براي هرگونه كاربردي است كه در آن جذب نور مد نظر باشد.
كاربرد بالقوه اين فلز از ساخت جمعكننده هاي بهتري براي انرژي خورشيدي تا فناوريهاي پيشرفته پنهانسازي ، متغيير است.
گو و همكارش همچنين به رنگين كماني از رنگها با ايجاد خطوط ميكرويي پوشيده شده با نانو ساختارها دست يافتند.
اين خطوط كه در رديفهاي معمولي كنار هم قرار دارند باعث بازتاب نورهايي با طول موجهاي مختلف ميشوند كه در مسيرهاي مختلف انتشار مييابند.
نتيجه تكهاي فلز است كه ميتواند رنگ ارغواني ناب را در يك جهت، خاكستري را در جهت ديگر و يا چندين رنگ را بطور هم زمان ظاهر كند.
اين شيوه جديد بر روي تمامي فلزاتي كه گو مورد آزمايش قرار داد، نتيجه داده است و نتايج آن قدر استوار و نامتناقض بود كه وي معتقد است اين روش را ميتوان براي تمامي فلزات شناخته شده بكار برد.
گروه تحقيقاتي وي در تلاش است تا بتواند بقيه رنگهاي طيف مانند قرمز و سبز را نيز در فلزات ايجاد كنند.
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان : "دی ارکلرونگ"Die Erkla"rung - on: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت1340ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت1371ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ... بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند ... در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... .اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها یاد کرده با لفظ "حسابی عزیز"...
۳۰۰۰۰۰۰ دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود!
آیا تا کنون به این فکرکرده اید که گل های باغچه ی خانه شما گریه کنند؟؟؟
شاید این شما را به یاد انیمیشن های کودکانه بیندازد، اما واقعیت دارد.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
گازی که مهم ترین عامل گرم شدن زمین و بیماری های تنفسی است ،
حال باعث کاهش آنها و گازی مفید برای بشر می شود؟؟؟!!!..............
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شاید شنیده باشید که احتمالا سال 2008 سال تاریخی در علم باشد،چرا که امکان دارد
انسان برای اولین بار در این سال به آینده برود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
در کنار"ماده تاریک" و" انرژی تاریک" اخترشناسان هم اکنون میتوانند
"جریان تاریک"را نیز به به فرهنگ لعات اسرار کائناتی بیافزایند.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
پروفسور گراهام کوک از شیمیدادن دانشگاه پوردو و گروه تحقیقاتی اش
با ابداع این فن آوری نوین در حقیقت روش آزمایشگاهی ساده ای
موسوم به طیف نگاری توده ای ارائه کرده اند که میتواند کاربرد های
وسیعی در برسی های جنایی داشته باشد.
در روش ابداعی دکتر کوک ، ریز اسپری مایعی که مملو از
بارهای الکتریکی است بر روی اثر انگشت فرد پاشیده می شود
که ترکیبات موجود در آن را در خود حل کرده و آن را به آنالیز گری
منطقل میکند .این ریزمایع در ادامه گرما داده و بخار میشود
سپس بار های الکتریکی به مولکول های اثر انگشت که به
با استفاده از روشی نوین اثر انگشت میتواند اطلاعات
کاربردی تر دیگری به جز مشخصات کلی فرد ارائه کند.
هم اکنون دانشمندان میتوانند با برسی اثر انگشت افراد
از مسائل مختلفی نظیر امکان لمس مواد مخدر ، مواد انفجاری
و شیمیای و سمی مطلع شوند.
وسیله دستگاهی به نام طیف سنج توده ای شناسایی
میشود ، منطقل میشوند. این فرایند بر روی تمام سطح اثر انگشت
صورت میگیرد تا در نهایت تصویر دو بعدی از آن تشکیل شود.
محققان این پروژه روش نوین خود را یونیزاسیون الکترو اسپری
واتراوشی مینامند.آنان در گزارشی نوشتند که در برخی آزمایش ها
توانستند در نحلول یاد شده آثاری از کوکائین و ماده انفجاری
< آر دی ایکس> را شناسایی کنند.
در حال حاضر تجحیزات مشابهی در بازار وجود دارد ولی استفاده
از آنها هزینه های بسیار زیاد دارد ، اما نسخه های قابل حمل ،
کوچکتر و از همه مهم تر ارزان قیمت تراین فن آوری نتها تا چند سال
دیگر وارد بازار خواهد شد.
رنگین کمان وارونه:

دانشمندان در انگليس پديده نادر يك رنگين كمان وارونه را مشاهده كردند.
اين رنگين كمان وارونه روي كمبريج ديده شده و به گفته دانشمندان يكي
از شرايط نادر اتمسفري است.
جاكوئلين ميتون، اخترشناسي كه توانسته از اين پديده عكس بگيرد ميگويد
كه رنگين كمان وارونه در اثر تراكم بلورهاي يخ در اتمسفر ايجاد شده كه
خود را به طور بر عكس در آسمان منعكس كردهاند.
ميتوان با بيان اين كه در طول 60 سال عمر خود هرگز چنين پديدهاي را نديده
بوده است، تصریح كرد: هنوز مطمئن نيستم كه وسعت منطقه قابل ديد
رنگين كمان چقدر بوده اما قطعا بسيار گسترده بوده است.
منبع:جالب بلاگ
